ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
5
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
فرامىگيرد . با وجود اين ويلاهاى ثروتمندان شهر در آن قسمت واحه قرار دارد و مردم مرفه شهر در تابستانهاى طاقتفرسا از فرط گرما به آنجا پناه مىبرند . شهر مركزى خرسون « 1 » چيزى نداشت كه براى آن مدت زيادى در آن شهر بمانيم . پس فرداى روز ورودمان به آن شهر در عرشهى كشتى ژنرال كوتسزبو « 2 » كه يك كشتى بخارى قديمى و كثيف بود ، براى خود جا گرفتيم . حركتهاى متناوب كشتى تا بندر سواستوپول « 3 » به وضع ناراحتكنندهيى يكريز ما را تكان داد . فكر مىكنم كمتر دورنمايى به اندازهى منظرهيى كه از خرابههاى اين شهر ديديم ، خرابههايى كه مربوط به سى سال قبل و فرداى روز محاصرهى آن مىشد ، اين قدر عظيم و تأثرانگيز باشد . در قسمت ورودى لنگرگاه بعد از گذشتن از دو برج و بارويى كه محل نگهبانى قسمت ورودى بود ، ديوارهاى ساختمانهاى خرابهى بسيار بزرگى با پنجرههاى باز و در برابر اينجايگاه يك مجسمهى بزرگ كه ظاهرا مجسمه غول تخريب بود ، مشاهده مىشد . همه جا تا چشم كار مىكرد خرابه بود و خرابه و باز هم خرابه . گهگاه تكتك خانهى تاتارى با طارمىها و جلوخان پررنگ در ميان مجموعهيى از مناظر پر حزن و اندوه ، جلوهى شاد و زندهيى داشت . سايهى محو كوهستانهاى آبى رنگ كريمه نيز در انتهاى دور افق قد برافراشته بود . صاحب هتل وتسل « 4 » راهنمايى در اختيار ما گذاشت كه به كمك او از مالاكف « 5 » ، ردان « 6 » ، انكرمن « 7 » ، قبرستانهاى انگليسىها و روسها و فرانسوىها ديدن كنيم . ما همچنين از موزهى توتلبن « 8 » و از مقبرهيى كه به يادبود دريادار كاسارسكى « 9 » در بولوارى ساختهاند كه تنها قسمت نسبتا آباد شهر است و هنوز آثار حيات در آن باقى است ، بازديد كرديم . اين مقبره از ارزش هنرى و معمارى چندانى برخوردار نيست . يك روز هم براى ديدن باغچهسراى ، پايتخت خانهاى تاتار ، اختصاص داديم كه داراى كاخهاى عجيب ، مسجدها و كلاهفرنگىهاى پراكندهيى در باغهاى زيبا بودند . ما همچنين از قبر
--> ( 1 ) . Kherson : شهرى در جنوب غربى اوكرائين . خرسون در جنگ جهانى دوم به تصرف ارتش آلمان درآمده بود . م . ( 2 ) . General Kotzebue ( 3 ) . Sepastopol ( 4 ) . Wetzel ( 5 ) . Malakoff ( 6 ) . Redan ( 7 ) . Inkermann ( 8 ) . Totleben ( 9 ) . Kasarski